هنگ کنگ؛ بهانه تازه آمریکا برای مقابله با قدرت چین

خبرنگاران، گروه بین الملل-مهدی مطهرنیا*: من در تئوری هارتلند - ریم لند بزرگ، هارتلند (قلب دنیا) را به سه قسمت تقسیم بندی نموده ام. هارتلند نو (خاورمیانه عربی)، نوهارتلند (فلات ایران) و هارتلند علیا (تبت) این سه قسمت از قلب دنیا را تشکیل می دهند. در این راستا، ایالات متحده آمریکا در راهبرد قرن بیست و یکمی خود در صدد تسلط بر نوهارتلند در جهت کنترل هارتلند علیا و چیرگی بر چین از منظر ژئواستراتژیک است.

هنگ کنگ؛ بهانه تازه آمریکا برای مقابله با قدرت چین

با تور چین سفری خاطره انگیز را تجربه کنید.

از سوی مقابل ریم لند بزرگ وجود دارد که در آن شرکای استراتژیک جدید ایالات متحده آمریکا تعریف می شوند. این شرکای جدید عبارتند از کانادا، ژاپن، کره، ایران، استرالیا و کوبا. لذا طبق این تئوری، هارتلند - ریم لند بزرگ در برگیرنده یک هلال و یک مثلث است. محدوده این هلال از خلیج فارس تا تنگه عدن و مثلث آن نیز در برگیرنده افغانستان، خلیج فارس تا شبه جزیره کره خواهد بود که هدف اصلی آن محاصره دو پایتخت، یعنی تهران و پکن است.

در این چارچوب لازم به یادآوری است: آنچه رقابت میان آمریکا با چین را برای شکل دهی به نظم نوین آینده دنیا شکل می دهد، در این راستا تحلیل می گردد. البته این رقابت به واسطه تجربه ناشی از چندین برخورد در نظام بین المللی میان قدرت های بزرگ که منجر به جنگ های ویرانگر دنیای شده است، سمت و سویی عقلایی تر پیدا نموده و به جای جنگ آشکار و رو در رو با هزینه های بسیار، به تقابل پنهان با انتقال هزینه ها به کشورهای پیرامونی شکل گرفته است.

در نتیجه در ارتباط با مسائل بین المللی گذار از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به نظم نوین دنیای، شاهدیم که کشوری مانند ایران در لبه تنش بالا با ایالات متحده قرار می گیرد که از آن به عنوان برگ امتیاز در یک بازی نامتوازن میان آمریکا، چین و اتحادیه اروپا استفاده می گردد.

در این جهت است که رقابت آمریکا برای حفظ قدرت قرن بیستمی خود و انتقالش به قرن بیست و یکم با چین و اروپا صورت می گیرد که در واقع هزینه های زیادی را نیز به سایر ملت ها تحمیل می نماید. اهمیت این معنا با چین به این دلیل است که به واسطه اهمیت فلات ایران، تسلط بر نوهارتلند (فلات ایران) برای آمریکا اولیت دارد که این موضوع ضرورت ژئواستراتژیک و ژئوپلتیک اولویت ایالات متحده آمریکا برای مقابله با چین است. لذا باید توجه داشت که در چارچوب تئوری هارتلند- ریم لند بزرگ، ایالات متحده آمریکا اولیت استراتژی خود را متوجه ایران و اولویت استراتژی خود را متوجه چین نموده است.

حال با این مقدمه ضروری است به دو موضوع برجسته از لحاظ رسانه ای میان آمریکا و چین نیز توجه کرد. نخست موضوع جنگ تجاری و دوم مداخله آمریکایی ها در وقایع هنگ کنگ.

در زمینه نخست یعنی جنگ تجاری که آمریکا بر علیه چین شروع نموده است، لازم به یادآوری است: اقتصاد آمریکا یک اقتصاد ملی نیست؛ بلکه مالی بین المللی است. ایالات متحده آمریکا به عنوان میراث دار امپراتوری های دنیا پیش از خود، به دنبال گسترش این امر در چارچوب یک عقلانیت مالی متمرکز بر قدرت سیاسی است. لذا کوشش می نماید با ایجاد فضای مناسب در این زمینه، گسترش اقتصاد خود را در یاخته های اقتصاد دنیای به گونه ای تزریق کند که آلودگی اقتصاد آمریکایی متوجه کل نظام بین المللی شده تا آنها را درگیر اقتصاد خود کند. در این رابطه شاهد بودیم که در سال 2008 میلادی که اقتصاد ایالات متحده آمریکا دچار بحران شدید شد، کشورهای دیگر دنیا از جمله چین، برای نجات اقتصاد آمریکا به میدان آمدند.

از این رو ضروری است بر روی این نکته تاکید نمود که به واسطه این معنا، جنگ تجاری کنونی، اغلب جنگ با خویشتن برای اقتصادهایی است که خود را در اقتصاد آمریکا به میزان زیادی نزدیک نموده اند. به همین دلیل، آمریکایی ها کوشش کردند به مهندسی معکوس یا سناریوی بدیل زایباتسو متوسل شوند.

در زایباتسو، شرکت های زیادی از کشورهای مختلف کوشش کردند تا در اقتصاد آمریکا مشارکت نموده و به این ترتیب با نفوذ در اقتصاد این کشور، اقتصاد آمریکا را در بزنگاه های تاریخی تحت کنترل بگیرند. این در حالی است که آمریکایی ها به سرعت با استقبال از این موضوع، آنچنان اقتصادهای دیگر را در سناریوی زایباتسو به خود مشغول داشتند که اکنون اقتصادهایی که در پی نفوذ به آمریکا از درون بودند، به نوعی در آن محبوس شده اند. به باور من چین نیز درگیر همین معنا بوده و جنگ تجاری کنونی را می توان از این منظر مورد تحلیل قرار داد.

از سوی دیگر در مورد تحولات هنگ کنگ و دخالت ایالات متحده در ناآرامی های این منطقه که جزئی از خاک چین محسوب می گردد، می توان گفت: ایالات متحده آمریکا به دنبال نفوذ در آسیای جنوب شرقی است. آنها بسیار علاقه مند هستند که بتوانند همانگونه که در خاورمیانه از نیمه نخست قرن بیست و یکم حضور پیدا کردند، به بهانه های گوناگونی از جمله تضمین امنیت و مهاجرت گروه های بنیادگرای تروریستی و ایجاد فضای مثبت در این جهت، حضور جدی تری در آسیای شرقی را از خود به نمایش بگذارند.

لذا این نکته ضروری است مورد توجه قرار بگیرد که اگرچه هنگ کنگ بر اساس قواعد بین المللی جزئی از خاک چین محسوب می گردد، اما پکن باید مراقب باشد که اگر مردم این منطقه به دنبال تغییر این قاعده بین المللی باشند، آنگاه است که آمریکا طبق نظریاتی که امثال مورلی و دوفرانسین در تاریخ رنسانس غرب مطرح نموده و در کتاب دفاع از آزادی در برابر ستمگران آن را مورد تاکید قرار می دهند، به فوریت کوشش خواهد نمود تا در ارتباط با هنگ کنگ مواضعی مداخله جویانه و جانبدارانه اتخاذ نموده و به این ترتیب زمینه های ایجاد فضای تقابلی میان هنگ کنگ و پکن را گسترش دهد.

تظاهراتی که بر علیه لایحه استرداد در امسال میلادی در هنگ کنگ صورت گرفت، حاوی نوعی جهت گیری از هر دوسو بود که منجر به گسترش این تظاهرات و در نهایت فرصتی مطلوب برای اقدامات مداخله جویانه ایالات متحده آمریکا شد. از این رو ضروری است نخبگان چینی در کنش خود نسبت به این چالش به گونه ای عمل نمایند تا مسئله هنگ کنگ برای آنها تبدیل به تهدید فراگیر نگردد؛ زیرا به هر تقدیر ایالات متحده آمریکا در پی ایجاد فضای اصطکاک کامل با پکن نیست، بلکه کوشش دارد از اهرم ها و بهانه های لازم جهت محدودسازی قدرت چین بهره برداری کند.

*استاد روابط بین الملل و آینده پژوه سیاسی

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: بروزرسانی: 23 آذر 1398 شناسه مطلب: 436

به "هنگ کنگ؛ بهانه تازه آمریکا برای مقابله با قدرت چین" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "هنگ کنگ؛ بهانه تازه آمریکا برای مقابله با قدرت چین"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید